شمارهٔ ۱۸۳۱
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ایکیستی۷ بیت
کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟لابه گرا و دلبرا، عشوه نمای کیستی؟
زیر کلاه جعد تو بر کمرت کشیده سربسته به چابکی کمر چست قبای کیستی؟
مرکب ناز کرده زین، داده به تیغ غمزه کینساخته آمده چنین باز برای کیستی؟
سینه بنده جای تو، دیده به زیر پای توما همه در هوای تو، تو به هوای کیستی؟
تا رخ خود نموده ای، جان ز تنم ربوده ایکاهش من فزوده ای، مهر فزای کیستی؟
خانه جان همی بری، دانه دل همی خورینیک بلند می پری، مرغ هوای کیستی؟
خسرو خسته را سخن بسته شد از تو در دهنطوطی شکرین من، نغز ندای کیستی؟