شمارهٔ ۱۸۰۹
دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟بگو با تیغ خون افشان چه بازی؟
مرا گویی که با من بازیی کنکنم، جانا، ولی با جان چه بازی؟
ز جان سیر آمدستم من، وگرنهمرا با آن لب و دندان چه بازی؟
تفحص کن که حال کشتگان چیست؟چه رانی مرکب و چوگان چه بازی؟
چرا بر خود نمی بخشایی، ای دلبر کافر مسلمانان چه بازی؟
چو پوشی درد خود از بیم جانیچنین عشقی، بگو، پنهان چه بازی؟
نه از یارست خوشتر، آنکه بینینه از عشق است بهتر، آنچه بازی؟
مکن خسرو که بازی نیست این کارترا با ساقی سلطان چه بازی؟