شمارهٔ ۱۷۵۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اروزه۷ بیت
مدار جان من از بهر جان ما روزهاز آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه
لب پر از می و گویی که روزه می دارمتو خود بگوی که باشد چنین روا روزه
اگر تو روزه برای خدای می داریمدار بیش برای خدای را روزه
ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوریاگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه
یک ابرویت نگرم، روزه گیرم از پی وصلبه دیدن مه ابرو کنم قضا روزه
ببرد تشنگی خلق را که از لب توبه آب چشمه حیوان شد آشنا روزه
به نوحه کرد لبالب لبان خسرو رافقاع از آن لب شیرین گشاد تا روزه