گنج

شمارهٔ ۱۷۵۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اه۶ بیت
به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راهوگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله
هزار بار به گوش دلم رسید از غیبکه عشوه راهنمایست و عقل مانع راه
وگر به سلسله عشق مبتلا شده ایبرو به میکده وز پیر دیر همت خواه
به یک پیاله رهاند ز بند عقل ترامن آزموده ام ار نشنوی، مرا چه گناه
بیا به مجلس رندان و بر کف ساقیقران چشمه خورشید بین به یک شبه ماه
مجو مجو قدح باده در جهان، خسروکه آب بوالهوسان ریخت حب منصب و چاه