گنج

شمارهٔ ۱۵۹۲

صواب نیست به تو فکر حور عین کردنخطاست نسبت زلفت به مشک چین کردن
برای خاطر دشمن ز دوست برگشتیروا نباشد با دوستان چنین کردن
شکاره ای نبرد جان ز تیر غمزه توچه حاجت است به هر جانبی کمین کردن؟
هزار جان گرامی هنوز کم باشدفدای خاک ره مرد دوربین کردن
مکن تعجب از این داغ می بر این خرقهبه حشر خواهم از این داغ بر جبین کردن
ندارد از تو دمی صبر در جهان خسرومگس شکیب ندارد ز انگبین کردن