گنج

شمارهٔ ۱۵۸۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارمن۹ بیت
امروز باز شکل دگرگشت یار منیادی نکرد از من و از روزگار من
صد ره فتاده بر ره خویشم بدید و هیچرحمت نکرد بر دل امیدوار من
مردم در آرزوی کناری و بخت بدننهاد آرزوی من اندر کنار من
عمرم در انتظار شد و یک دم آن حریفنآمد که وای بر من و بر انتظار من!
گه آه و گاه گریه و زاری و گه نفیریارب، کجا شد آن همه صبر و قرار من؟
گر من به کوی می دوم از بهر یک نظرتا به که گشت می زند آن شهسوار من
ای مردمان، به زهره و مه بنگرید، لیکزنهار منگرید به سوی نگار من
ایزد کجات بهر هلاک من آفریدای آفت دل من و آشوب کار من
دشمن بدید گریه خسرو، دلش بسوختهرگز نگفتیش که بس، ای دوستدار من