شمارهٔ ۱۵۶۵
تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟خون ما بر خاک عمدا ریختن
تنگ بر بستن کمیت فتنه رادر شکارستان عشق انگیختن
کی روا باشد به کوی عاشقان،دل ز ما دزدیدن و بگریختن
جان به مهر خویش بستن، وانگهیکشته خود را به زلف آویختن
گشت خسرو مویی، از خود مگسلشسهل باشد موی را انگیختن