گنج

شمارهٔ ۱۵۶۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریمکن۷ بیت
بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکنگر وفایی نیستت، باری جفاکاری مکن
چند گویی کز جفا کردن دلت را خون کنمهر چه خواهی کن، همین از بنده بیزاری مکن
بر نیفتاد آخر از عالم نشان مردمیشرم دار از مردمان و مردم آزاری مکن
چشم را دل می دهی در کشتن ما بی گنهکافران را در قصاص مؤمنان یاری مکن
آیت حسنی و رویت هدیه دلها بس استبر لب شنگرف فام این رنگ زنگاری مکن
در خیالش بیهشم، چه جای پند است، ای حکیمخواب دیوانه ست، تعبیری به هشیاری مکن
خسروا، با او به عزت جان برابر می نهیهم بدان عزت که باد او را بدین خواری مکن