گنج

شمارهٔ ۱۵۵۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ینامدبرون۶ بیت
دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برونهمچو طاووسی که از خلد برین آمد برون
قامت زیبا و رویی چون بهار آراستهراستی گویی که سرو راستین آمد برون
او میان مطلق ندارد، این که می بینیم چیست؟تار مویی کز دو زلف عنبرین آمد برون
نازنینا، تا میان خویش بنمایی مراز انتظام دیده باریک بین آمد برون
چون سخن می گویی، از روی تو می گوید سخنصورتی کز خامه نقاش چین آمد برون
تا بدید انگشترین لعل تو، خسرو، پدیددیده را آب از لب انگشترین آمد برون