گنج

شمارهٔ ۱۴۴۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنمییابم۷ بیت
به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابموز آن که نیز دلم برد اثر نمی یابم
از این دو دیده بی خواب شب شناس شدمولی قیاس شب هجر در نمی یابم
بهار آمد و گلها شکفت، لیک چه سود؟که بوی تو ز نسیم سحر نمی یابم
کجا روم که به هر انجمن حکایت تستبه شهر هیچ بلا زین بتر نمی یابم
تو، ای عزیز، که با یوسفی، غنیمت دانکه من ز گم شده خود خبر نمی یابم
بکشتی ار چه چو من صد هزار پیش، هنوزبیا که من چو تو یاری دگر نمی یابم
نوای خسرو مسکین خوش است بلبل وارولی دریغ که از باغ بر نمی یابم