شمارهٔ ۱۴۴۵
کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟کدام تیره شب هجر را کران یابم؟
ز تند باد فراقم بریخت برگ وجودکجاست بویی از آن بوستان که جان یابم؟
زبان نماند ز پرسش هنوز نتوان زیستاگر بیافتنش را کسی زبان یابم
به هجر چند کنم جان، بمیرم ار یک بارخلاص یابم، بل عمر جاودان یابم
به جان ستاند، اگر باد گردی آرد ازوکه کیمیای سعادت ز رایگان یابم
ز آفتاب جمالش بسوختم، یاربکجا روم که از این روز بد امان یابم؟
ستاره سوخته می آید از دلم درهمچو طالع این بود، آن ماه را چسان یابم؟
چو جان دهم من از آن سو بر، ای صبا، خاکممگر ز گم شدن خویشتن نشان یابم
به خواب داد مرا خسرو از لبت شکریمگر که بوسه بدین گونه زان دهان یابم