شمارهٔ ۱۴۳۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایخودبروم۷ بیت
من آن نیم که به عمر از وفای خود برومز آستانت به حسن رضای خود بروم
منم فتاده به خاکی و هر زمان چون بادگذر کنی به سر من ز جای خود بروم
به راه بی سر و پا می روم که آب دو چشمرها نمی کندم تا به پای خود بروم
چنان ضعیف شدم، گر دعای وصل کنمز آه خود به فلک با دعای خود بروم
مرا جهان بلا بر سر است و می خواهمکه سر نهم، ز جهان با بلای خود بروم
به دست بوس خیال تو گر شود ممکندرون دیده صورت نمای خود بروم
در انتظار وصالت ز دست شد خسرودلت نشد که به سوی گدای خود بروم