گنج

شمارهٔ ۱۳۹۲

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ورم۷ بیت
از دست دل بر آنم کز جان خود بشورمبیرون جهم که باشد خون با گوزن و گورم
دیوانه ام من، ای دل، زان شمع یادم آورکاتش زنم جهان را، ناگه اگر بشورم
ذوق خرد نجویم کز غم کشان عشقمفضل عرب ندانم کز روستای غورم
هر مرده از گناهی سوزند و من چه سوزماز سوز عشق، باری باشد عذاب گورم
زان نور آفتابم بینا و کور هر دمنیلوفرم ندانم یا بوم روز کورم
من چون زیم که دیدم با خط مورمالشزو در دل جگر شد سوراخهای مورم
گویند «خسرو آن سو چندین مرو به زاری »نی خود همی روم من، دل می برد به زورم