گنج

شمارهٔ ۱۳۹۱

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ابگیرم۹ بیت
جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرمخاک درت به دیده چون توتیا بگیرم
پیش تو روی چون زر مالم به خاک، جاناوندر دل چو سنگت زین روی جا بگیرم
خورشید اگر بخواند پیشت برات خوبیدر روزنامه او صد جا خطا بگیرم
باریکی میانت تا غایتی ست کز ویتیغم به دست ناید، از هر کجا بگیرم
باریکی میانت تا غایتی ست کز ویتیغم به دست ناید، از هر کجا بگیرم
حالم ترا که گوید، پیشت مرا که آرد؟دست که را ببوسم، پای که را بگیرم؟
ای کاش پر برآید بر بازوی نیازمتا بر پرم به سویت، راه هوا بگیرم
گه دست کین برآری، گه پا به خون فشاریپیش آیدم به زاری، گر دست و پا بگیرم
شد بنده تو خسرو، گر باورش نداریاو را که تو بگویی بر خود گوا بگیرم