گنج

شمارهٔ ۱۳۸۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: شم۸ بیت
هر شبی با گریه های خود خوشمگر چه هست آن روغنی بر آتشم
مرگ شیرین شد مرا از عیش تلخزنده گردم، وه کزین شربت خوشم
گل ز باغ وصل نزدیکان برندمن چو سگ از دور با سنگی خوشم
ای که پابوسی، فغانم زن که منزاهد کویم، ولی شاهدوشم
بس که جانم عاشق دشنام اوستهر که را گوید، به سوی خود کشم
یک نفس بنشین که میرم پیش توتا نفس باقیست پنج و یا ششم
مور گر میرد نباشد خونبهاپی سپر کن زیر پای ابرشم
ز آه خسرو، جان من، ایمن مباشکاسمان دوز است تیر تر کشم