شمارهٔ ۱۳۶۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اریدارم۷ بیت
مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارمبلبلم، این همه افغان ز بهاری دارم
نازنینی ست که بهرش دل و دین می بازمخوبرویی ست که با او سرو کاری دارم
مست دلدارم اگر می نبود، ورنه از آنکساقی سر و قدی لاله عذاری دارم
هر که پرسید که «تو دل سوی فلانی داری »؟هیچ منکر نشوم، گویمش «آری دارم »
می روم غاشیه بر دوش غبار آلودهچه کنم خدمت دیوانه سواری دارم؟
بامدادانش گرفتم که بیا می نوشیمگفت بگذار بخسپم که خماری دارم »
خسروا، خدمت خوبان کنم از دیده،از آنکهر چه دارم من بیچاره ز یاری دارم