گنج

شمارهٔ ۱۳۵۱

قافیه: سیم۹ بیت
ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیماین که پیش تو پس است، از همه رو نیز پسیم
بهر یک سجده به راه تو سراسر عشقیمبهر یک بوسه به پای تو لبالب هوسیم
دیگران را چه کنی گرد رخ خویش سپندکز پی سوختنی هم من و دل هر دو بسیم
گر نوازند رقیبان تو ما را، خاکیمور بسوزند، بسوزیم که خاشاک و خسیم
ما که باشیم که ما را سگ خود نام نهی؟این سخن با دگری گوی که ما هیچ کسیم!
در میان هیچ نه و خشک زبانی به دهانعالمی کرده پر آواز تو گویی جرسیم
عذر تقصیر نخواهیم که از خدمت رفتگر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
به یکی جرعه می باز خر از خود ما راکه به بازار فنا در گرو یک نفسیم
تو همایی به کرم سایه فکن بر خسروکه ز ناچیزی چون سایه پر مگسیم