گنج

شمارهٔ ۱۳۴۵

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: اهدارم۹ بیت
نکنم ز عشق تو به که سر گناه دارمچه کنم، نمی توانم دل خود نگاه دارم؟
چو نیایی و نیاید ز رهی جز آنکه پیشتجگری به خاک ریزم، نظری به راه دارم
ز فراق شهر بندم، به کدام سو گریزم؟که به گرد قلعه جان ز بلا سپاه دارم
شبکی ز سوز سینه کنمت چو شمع روشنهمه تیرگی که در دل ز شب سیاه دارم
چه کنم که آب حسرت نکنم روان ز مژگان؟که به سینه ز آتش دل همه دود آه دارم
چو فرو شدم به طوفان، چه کنم جفای دیده؟چو گذشت آبم از سر، چه غم کلاه دارم؟
ز ستم نهاد بر من قلم قدر خیالتگرت استوار نآید، خط تو گواه دارم
مکش، ار به نامه ای جان رقم وفا نوشتمنه من سیاه نامه به جز این گناه دارم؟
نه که خسروم، غلامم، کمر نیاز بستهکرمی که بی میانت کمری دو تاه دارم