شمارهٔ ۱۳۰۱
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ام۸ بیت
آن مرغ که بود زیرکش نامافتاده به هر دو پای در دام
در دام بلا فتاد ز آغازتا خود به کجا رسد سرانجام!
آیا تو کجا و ما کجاییمدردا که به هرزه رفت ایام
ترسم که به جور تو برآیدناگاه به شهر فتنه عام
خرم دل آن که با نگاریدر گوشه خلوتی کشد جام
رخسار تو زیر زلف مشکینصبح است مقیم بر در شام
چون کام دل از تو بر نیایدصبر از تو همی کنم به ناکام
نومید مشو، دلا، چه دانیباشد که بیایی، خسروا، کام