گنج

شمارهٔ ۱۲۷۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویکهدارم۹ بیت
ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟دل کز تو ستانم، به خم موی که دارم؟
تسلیم جفایت چه کنم، گر نکنم جانچون باز رهم، قوت بازوی که دارم؟
گفتی که تو این بیدلی از روی که داری؟از روی تو دارم، دگر از روی که دارم؟
هر جا که یکی روی نکو جان من آنجاستیارب، به چنین خو که منم خوی که دارم؟
تیری که مرا هست به سینه ز کمانیمن دانم و دل کز خم ابروی که دارم؟
دشمن زندم طعن و کند دوست ملامتمن سوخته دل گوش به سر کوی که دارم؟
اندازه من نیست که برگیرم از آن چشمکان چشم که برگیرم از آن، سوی که دارم؟
دستی که دو تا ماند به بالین فراقمگر باز رسم، در ته پهلوی که دارم؟
گویند که رو، خسرو و زو جادویی آموزچندین دگر از نرگس جادوی که دارم؟