گنج

شمارهٔ ۱۲۶۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اننرسیدیم۹ بیت
جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیمدل رخنه شد از درد و به درمان نرسیدیم
موریم که گشتیم لگدکوب سواراندر گوشه که بر پای سلیمان نرسیدیم
دنبال دل دوست دویدیم فراوانبگرفت اجل راه و بدیشان نرسیدیم
در عشق غبار سر زلفش تن خاکیشد خاک و بدان زلف پریشان نرسیدیم
چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتندر دام بماندیم و به بستان نرسیدیم
ای باد، سلامی برسانی تو اگر مادر خدمت آن سرو خرامان نرسیدیم
چه سود که فردا رخ چون عید نمایی؟کامروز بمردیم و به سامان نرسیدیم
از خون جگر نامه درد تو نوشتیمبگذشت همه عمر و به جانان نرسیدیم
دل نزل به بیگانه، به خسرو بگوی بسما خود سگ کوییم و به مهمان نرسیدیم