شمارهٔ ۱۲۶۱
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: نگویم۷ بیت
ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویمسر تا به قدم جانی، کفر است که تن گویم
آن میم دهان داند از ابروی چون نونشنی نی که غلط گفتم، من دانم و من گویم
هی هی سخن کفرست آن موی رسن گفتنببریده زبان بادم، گر بیش رسن گویم
زلفی که ازو آید بویی چو دم عیسیبس فکر خطا باشد گر مشک ختن گویم
چشمم که دو صد دریا دارد نه به هر مژگاناین قلزم پر خون را چون نام عدن گویم
پیراهن خود گلها سازند قبا در خونگر از رخ جانبخشت وصفی به ختن گویم
گفتی ز دهان من، خسرو، تو حدیثی گویدر وصف دهان تو من خود چه سخن گویم؟