گنج

شمارهٔ ۱۲۴۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارییدارم۹ بیت
شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارمشفا از چشم تو خواهم، عجب بیماریی دارم
همه شب می گزم انگشت حسرت را به دندان منهمین است ار ز شاخ عمر بر خورداریی دارم
الا، ای ساقی فارغ دلان، می هم بدیشان دهکه من با روزگار خویشتن خونخواریی دارم
برو، ای بخت خواب آلود، از پهلوی بیدارانکه تو شب کوریی داری و من شب کاریی دارم
جگر بریان و ناله مطرب و می گریه تلخمبیا مهمان من، جانا که شب بیداریی دارم
به یاد رویت از یاد تو خالی نیستم یک دمز تشویش غمت گر چه فرامش کاریی دارم
چو خاک در شدم، در زیر پای خود، عزیزم کنبدان عزت که پیش آستانت خواریی دارم
مرا گویی که دور از چون منی چون زنده می مانی؟خیالت را بقا بادا که از وی یاریی دارم
به چشمت می کند خسرو حق آن، گر نمی دانیدروغی هم نمی گویی که مردم ساریی دارم