گنج

شمارهٔ ۱۲۲۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ول۷ بیت
ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملولخیر بادت می‌کنم یک سجده فردا قبول
زور و زر باشند اسباب وصال، اما مرانیست چیزی غیر زاری در تمنای وصول
بس که چشمم سیل خون می‌بارد از هجران توکاروان در ره نمی‌یابد ز گل جای نزول
دم‌به‌دم از خون دل با تو نویسم نامه، لیکجز نسیم صبحدم دیگر نمی‌یابم رسول
در حریم کعبه روحانیان، یعنی که دلجز خیال دوست کس را نیست امکان نزول
تا بخواند آیت عشق از خط مشکین باررفت از یادم روایات فروغ بی‌اصول
عاقلان گر غافلند از حال خسرو، عیب نیستاز مجانین کی خبر دارند ارباب عقول؟