گنج

شمارهٔ ۱۲۲۶

خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گلعالم بیخودی خوش است خاصه که در هوای گل
نافه گشای بوستان سکه به نام گل زدهخطبه بلبلان همه نیست مگر ثنای گل
تاج مرصع آورد شاخ ز هر شکوفه ایتخت زمردین زند بخت به زیر پای گل
ابر دو اسبه می رود بهر نظاره چمنسرو پیاده می شود پیش در سرای گل
حیف بود که ماه و گل خوانمت از سر هوسای تو به از هزار مه چند بود بقای گل
مستی ما به بوی تو بهر خدا چه جای میشادی من به روی تو، بی تو جهان چه جای گل