شمارهٔ ۱۱۳۰
نازنینان و چاربالش نازخاکساران و آستان نیاز
جور و خواری کشیدن از محبوبخوش تر است از هزار نعمت و ناز
گوش مجنون و حلقه لیلیسر محمود و آستان ایاز
نام و ناموس و دین و دنیا راچه محل پیش عاشق جانباز؟
ای که عیبم همی کنی در عشقیک نظر بر جمال او انداز
عشق در هر دلی فرو نایدزانکه هر سینه نیست محرم راز
من ازین در کجا توانم رفت؟مرغ پر بسته کی کند پرواز
نی قراری که لب فرو بندمنی مجالی که برکشم آواز
گر به بوی تو جان برافشانمهم به بوی تو زنده گردم باز
همه گفتار دشمنان مشنویک دم آخر به دوستان پرداز
ساعتی این شکسته را دریابیک زمان این غریب را بنواز
امشب از رفته باز نتوان گفتزانکه شب کوته است و قصه دراز
خسرو ار گریه کرد، معذور استکش چو شمع است کار سوز و گداز