شمارهٔ ۱۱۳۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انهروز۸ بیت
شب زلف تو شد نشانه روزدر کن آن شب از کرانه روز
طرفه خالی ست در میان رختشب که دیده ست در میانه روز
روز و شب زان تست، زان خط و خالدام شب کرده ای و دانه روز
روی تو می کند جهان روشنچه نهی بر جهان بهانه روز؟
بنده تست آفتاب که هستچشم روشن به چشم خانه روز
زیر پای تو ریزم، ار یابمگوهر مشرق از خزانه روز
بار ده تا به دولتت بزنمنوبت ملک پنجگانه روز
بنده شد همچو خسروت خورشیدگر چه هست او شه یگانه روز