گنج

شمارهٔ ۱۱۲۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارمهنوز۷ بیت
در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوزوان زدلگرمی نگوید ترک آزارم هنوز
سالها تا گلبن مقصود در می پرورمز آب چشمم بر نمی آید گل از خارم هنوز
گر چه بر باد هوس شد خرمن امید منتخم مهرش در میان جان همی کارم هنوز
گر چه پر داغ است جان من ز هجر آن نگارداغ مهرش بر جیبن دوستی دارم هنوز
دلبر از کوی محبت پا اگر بیرون نهادمن به دست ناامیدی سرنمی خارم هنوز
زاری و افغان من بی او گذشت از نه فلکوان نگار آگه نگشت از ناله زارم هنوز
گر چه جان خسرو از مهر رخش از دست رفتتخم عشقش در زمین دل همی کارم هنوز