شمارهٔ ۱۱۰۷
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: وتر۷ بیت
نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوترنه سنبل است ز زلف کج تو غالیه بوتر
اگر چه سوخت مرا هجر خام و وعده رویتخوشم که دوزخ نقد از بهشت نسیه نکوتر
من از قضاست که میرم به بند سلسله مویانبیا که نیست کس از تو به دهر سلسله موتر
به سخت چشمی یاران کشی همیشه چو ترکیکه از گروهه سنگین کند شکار کبوتر
شرابم ار ندهی تیغ ران به خلق که باریز دولت تو کنم ازان دگر شراب گلو تر
مبین که مایه دیوانگیست عشق تو، این بینکه عقل اولین از وی پیاده ایست فروتر
گرت بگوید از آن منی مرنج ز خسروکه نیست زو کسی اندر زمانه بیهده گوتر