گنج

شمارهٔ ۱۱۰۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهگیر۸ بیت
ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیررو بر فراز کنگر عرش آشیانه گیر
هستی به فقر یار و بهانه مکن که نیستیابی مگر خلاص ز دهر، این بهانه گیر
سنگ گران خود به ترازوی همت آرهر دو جهان به وزن دو خشخاش دانه گیر
از کیش پاک سهم سعادت ستان و بساین جانب دو قوس دوگانی نشانه گیر
گیتی فسانه گیر و خیالی که اندروستآنجا که راستی ست دروغ و فسانه گیر
رخش زمانه نزد تو، خواهی قرار عمرگر قوتیت هست، عنان زمانه گیر
در عشق خون دل خور و از شوق ناله کنآن باده را به زمزمه این ترانه گیر
خسرو، ز نام و ننگ جهان به که وارهیناداشت کرد و مست شو و شاخشانه گیر