گنج

شمارهٔ ۱۰۸۳

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ر۵ بیت
ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبروی به خرابی از تو جان، باده که می خوری مخور
خوردن غم ز دل بود، چند به خلق غم دهیگر غرض اینست، از کسان دل که همی بری مبر
کبک روانی و رهت هست درون سینه هادانه دل بخور، ولی دور که می پری مپر
شاه بتانی و بتان بنده تو ز بنده کمغاشیه نه به فرق شان، بنده که می خری مخر
خسرو خسته را ز تو پرده دل دریده شدیار، از آن دیگران پرده که می دری مدر