گنج

شمارهٔ ۱۰۷۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ار۷ بیت
ای بر دلم از فراق صدبارناگشته به وصل شاد یک بار
در بارگه وصال خویشماز لطف نمی دهی دمی بار
شب تیره و بار و خر شده لنگترسم نرسد به منزل این بار
بلبل به هوای بوستان سوختوین خار نمی دهد گلی بار
باران سعادت الهیاز بهر عطا به خسروت بار
امید به کس ندارم، الابر رحمت و لطف ایزد بار
خسرو که ز فرقت تو سوزدروزی نظری به سوی او دار