شمارهٔ ۱۰۷۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: یر۷ بیت
ای لعل لبت چو بر شکر شیرشکر ز لب تو چاشنی گیر
از زلف بریدنت دل مندیوانه شد و برید زنجیر
زلفش بگرفت و کرد در همفریاد هزار باد شبگیر
می گیری و می زنی به تیرممن کشته شدم، ازین زد و گیر
مادر چو تویی نزاد بر توچون دیده فرو نیاورد شیر
تقصیر نمی کنی تو هر چندتقدیر همی کند چه تقصیر
در پند تو بسته ماند خسروبیچاره کجا رود ز زنجیر!