گنج

شمارهٔ ۱۰۲۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رداد۶ بیت
رسید موسم عید و صلای می دردادپیاله بر کف خوبان ماه پیکر داد
میی که ساقی رعنا ز خون مستان خوردچه خوابها که بدان غمزه های کافر داد
مگر بر آب خود آیم ز خشکی روزهدو سه پیاله بباید مرا سراسر داد
بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمامکه نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد
خضر بریخت به ساغر ز می که آب حیاتپس آن گهی به کف ثانی سکندر داد
بر آستانش، خسرو، نثار موسم عیدبه وزن شعر همه برکشیده گوهر داد