شمارهٔ ۹۵۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انزدهای۷ بیت
تا به رخسار مه از غالیه چوگان زدهایرقم غالیهسان بر مه تابان زدهای
بلبل مست نمیآید از این حال به هوشچو سراپرده مشکین به گلستان زدهای
سنبل تازه بر آن عارض گلرنگ تراخط سبزیست که بر دفتر خوبان زدهای
با چنین قامت زیبا که تو داری صنماو بر راستی سرو خرامان زدهای
تا چرا سر دل خویش ندارد به زبانآتش اندر دهن شمع شبستان زدهای
زان لبان شکرافشان همه شب تا به سحربوسه بر جام می بادهپرستان زدهای
از چه باب است کمال اینکه ز نادانی خویشحلقه بیادبی بر در جانان زدهای