گنج

شمارهٔ ۹۴۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اه۷ بیت
زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آهراه ازین گونه است بسم الله که دارم عزم راه
مهر او دعوی کتی آواز ثریا بگذاراننشنود قول تو کس تا نگذارانی این گواه
دی نظر می کردم آن روی و ازین به دولتیمن ندیدم در جهان چندانکه می کردم نگاه
گر گه کاری شمارند آرزوی روی دوستما چگونه روی او بینیم با چندین گناه
در دهانش جایگاه یک سخن گفتم که نیستباز دیدم این سخن هم بود بس بیجایگاه
کار اشک از چهره شمعی به عکس افتاده استعکسی باشد پیش مردم آب بر بالای کاه
در میان خون مژگان عاقبت چشم کمالخاک شد از انتظار او سقاءالله ثراه