شمارهٔ ۹۳۸
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اه۶ بیت
چندین چه بلا و درد است این آهاز عشق تو بر دل من ای ماه
از مجمر سینه می بر آرمهر لحظه هزار نکهت آه
در راه غمش به سر رو ای دلکاین است طریق و شرط این راه
دل رفت به چاه لعلش از زلفکس چون برود بشب تک چاه
باور ز من ارنداری ای جاناینک به درست ثم بالله
کاین عشق تو با کمال بیدلچون آتش و موم هست با کاه