شمارهٔ ۹۱۶
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: یده۷ بیت
اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیدهدر شیشه هرچه باشد از وی همان چکیده
باشد هنوز چشمم همچون مگس بر آن لبگر عنکبوت بینی بر خاک من تنیده
از آب بر کشیده صورتگر آن ورق راگلبرگ عارض تو هرجا که بر کشیده
سیب ذقن رسد خود با من چو دیدم آن رخاز آفتاب گردد هر میوه رسیده
گر آیدم به مهمان شبها خیال رویتگیرم برای شمعش پیه از چراغ دیده
پیش تو گل بخوبی از مفلسان برآیدآنکه گواه حالش پیراهن دریده
زاهد لباس تقوی کی از تو پاره سازدبر قامت کمال است این جامه ها بریده