شمارهٔ ۹۱۵
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ارمازدودیده۷ بیت
از فرقت تو هر دم خون بارم از دو دیدهگر دیدنت نباشد بیزارم از دو دیده
چشمم نمیتواند روی رقیب دیدنآری، همین توقع میدارم از دو دیده
گر نیستم به مهرت صادق چو صبح، باداهمچون شفق پر از خون رخسارم از دو دیده
تا دیده دید رویت، افتاد در بلا دلافتد چنین بلاها هر بارم از دو دیده
بادم به دست و آتش در جان و خاک بر سرهمواره آب حسرت میبارم از دو دیده
زان دم که وقف عشقت کردم خرابه دلتخم وفا و مهرت میکارم از دو دیده
گر چه کمال در جان، درد تو کرد پنهانچون آب میبخواند اسرارم از دو دیده