گنج

شمارهٔ ۸۹۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: تو۷ بیت
ای نور دیده را نگرانی بسوی توجانا تعلقیست دلم را بکوی تو
گر دیگران ز وصل تو درمان طلب کنندما را بس است درد تو و آرزوی تو
چشم جهان به ماه رخت دین سالهاستبگذشت روز ما و ندیدست روی تو
از رهگذار بار چه برخیزد ار دمیدل را گشایشی رسد از بند موی تو
با ما دمی برآر که جان غریب ماماندست در بدن متعلق ببویه تو
بنشین دمی بجوی دل ما که سالهاننشسته ایم بکنفس از جست و جوی تو
گونی حکایتی زلبش گفته کمالکاب حیات میچکد از گفتگوی تو