شمارهٔ ۸۸۳
نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرینرا به تنگ دلان می کنند مصابقه چندین
چو بوسه زنو خواهم سوی رقیب گزی لبزهی تعلل رنگین زمی بهانه شیرین
همیشه من ز خدا دولت وصال تو خواهمبود که وقت دعا بگذرد فرشته آمین
اگر سعادت و دولت دواسبه آبدم از پیچو در رکاب تو باشم کدام مرتبه به زین
چنین که خواب شب از ما به چشم مست ربودیدگر به خواب نبینی که سر نهیم به بالین
دلا چو نقد تو جز بار آبگینه نباشدمکن معامله بار دگر به آن دل سنگین
رسید تا در دهلی نوافل سخن منکجاست خسرو تا بشنود مقالت شیرین
کمال چون سخنت به ز خسرو و حسن آمددگر مدار ازین و از آن توقع تحسین