شمارهٔ ۸۷۶
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: انان۷ بیت
ما باز دل نهادیم بر جور دلستانانما را به ما گذارید باران و مهربانان
از بیم بد زبانان بردن نمی توانیمالا به زیر لبها نام شکر دهانان
با چشم و غمزه تو افتاده جان شیرینهمچون مویزه امانت در دست ترکمانان
خال تو خورد خونم تا داشت باغ آن رخآری حرام خواره باشند باغبانان
چشمان بکشتن ما تا چند رنجه سازیبخشای نا توانی بر جان ناتوانان
در زلف تو مقید جانیست هر تنی رابگذار تا نشانند آن زلف جان فشانان
دلبر چو خط برآرد سوزد کمال جانتاین حرف یاد دارم از نا نوشته خوانان