گنج

شمارهٔ ۸۳۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ان۷ بیت
تا رفتی از برم شده ام زار و ناتوانبازآ که دل شود ز وصال تو شادمان
از در درا ز لطف که میباشدم همیرا مهر رخ تو در دل و نام تو بر زبان
تا دور گشتی از بر من أی انیس دلاز درد اشتیاق ز دل می کشم فغان
نا مهربانی از تو نبود انتظار منبا من ز راه لطف و کرم باش مهربان
بر گو که بی تو ای مه بی مهر چونکنمبا این دلی که با غم هجر است توأمان
راز دلم نهفته بود گرچه گفته انداسرار هر کسی بود از چهره اش عیان
پاینده است و زنده هر آنکس که چون کمالاز شعر تر ورا اثراتی ست جاودان