شمارهٔ ۸۲۶
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: نتوان۷ بیت
با درد تو آرمید نتواناز داغ تو هم رهیة نتوان
گر تیغ به باره از تو بر سراز همچو توئی برید نتوان
چون از همه دلبران گزینیبر تو دگری گزید نتوان
رخسار چو زر چه سود ماراوصلت چو بزر خرید نتوان
رویت مهه عید عاشقانستهر دم مه عید دید نتوان
سیب ذقن شکر دهانانبوسید توان گزید نتوان
گویند کمال پست کن آهپست است سخن شنید نتوان