گنج

شمارهٔ ۸۲۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ردمن۷ بیت
ای نهاده بار هجران بر دل پر درد منتا چه آید بعد از این بر جان عم پرورد من
ای صبا گر بوی او داری چه داری زود باشورنه چون من رفته باشم در نیابی گرد من
مردم چشمم بخون دل برای روی خلقآب و رنگی باز می آرد بروی زرد من
شب همه شب اشک میریزم بزاری همچو شمعنسبتی دارد همانا درد او با درد من
ابرتر دامن همی گرید ز اشک گرم منکوه سنگین دل همی نالد ز آه سرد من
در میان خاک و خون می خفتم و خون میخورمخواب و خورد کس مبادا همچو خواب خوردمن
ای کمال آندم که با من خلوتی افتد تراگر تو خود جان عزیزی نیستی در خورد من