گنج

شمارهٔ ۸۱۸

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: ن۷ بیت
امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمندشمن چه تواند کرد چون دوست بود با من
آورد صبا بویی از مصر سوی کنعانیعقوب صفت ما را شد دیده بدان روشن
چون غنچه دل بشکفت از بوی نسیم وصلخار غم هجران را از دیده روان بر کن
در مانظری می کن با ما سخنی می گوتا کور شود حاسد تا لال شود دشمن
وقت طرب و عیش است ای زاهد دعویداررو شیشه دعوی را بر سنگ ملامت زن
بی درد نباید بود بی عشق نباید زیستتا عقل بود در سر تا روح بود در تن
وارست کمال از غم تا گشت میان خلقمعروف به قلاشی مشهور به می خوردن