گنج

شمارهٔ ۸۱۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابرنتابدبیشازین۷ بیت
آتش دوری دل ما بر نتابد بیش ازینداغ هجران جان تنها برنتابد بیش ازین
تن که چون مونی شد از غم چنده بنمایم بدوستزحمت مو چشم بینا برنتابد بیش ازین
پیش بار سرو بالا آفتاب و ماه رادعوی خوبی به بالا برنتابد بیش ازین
همچو آب از لطف میتابد بر سیمین یارهیچ سرو سیمتن را برنتابد بیش ازین
گل سوی او خواست شد دامنکشان گفتش صبادامن تر بردن آنجا برنتابد بیش ازین
ما تماشایش بماهی میکنیم آنهم ز دورنازک است آن رخ تماشا بر نتابد بیش ازین
عکس او در شیشه های اشک بین دیگر کمالکان پری نظاره ما برنتابد بیش ازین