شمارهٔ ۸۰۵
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)۷ بیت
نقد جان چیست که در دامن جانان ریزمگر بخواهد ز سر هر دو جهان برخیزم
بی گناه در همه نیغم بزند بار عزیزادب آنست که گردن نهم و نستیزم
رسم باشد که گریزند غلامان ز جفامن غلام تو چنانم که کشی نگریزم
در رحمت بگشایند به رویم فرداگر بود سلسله زلف تو دستاویزم
می برد از شکر ناب به شیرینی دستبا * حدیث لب او نکته درد آمیزم
گر گناهست چنین روی به دیدن چو کمالمن نه آنم که ازین گونه گنه پرهیزم
من که خوارزم گرفتم به سخنهای غریبنبود میل عراق و هوس تبریزم