شمارهٔ ۸۰۳
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یدم۷ بیت
نام آن لب به خط سبز به جانی دیدمکاغذی بافتم و قند دروه پیچیدم
آن خط از شوق کشیدم من گریان در چشمحرف حرفش چو قلم گریه کنان بوسیدم
نامه را نیمه به خون سرخ شده و نیمی زردنقش آن نام چو بر دیده و رو مالیدم
نقطه آن دهن امکان که ببوسم به خیالکه چو پرگار به گرد تو بس گردیدم
راست ناکرده زبان خواست قلم نام تو بردبندش از بند جدا کردم و سر ببریدم
دل بگفتا گل از آن دفتر خوبی جزویستآن چو جزوی ز سخن بود ز دل بشنیدم
تا کی بو نبرد از تو در انفاس کمالچو گل اوراق جریدة ز صبا پوشیدم