شمارهٔ ۸۰۲
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهچشم۶ بیت
مهی نشست خیال رخت به خانه چشمتو ماهی از تو ستانیمه ماهیانه چشم
چها فتاد شنیدی ز گریه چشم مرادر است این سخنان گوش کن فسانه چشم
گرت چو اشک نیفتد کنار عاشق خویشچو نور چشم فرود آی در میانه چشم
از دود دل چه غم ار تیره شد سراچه جانکه روشن است از روی تو تا به خانه چشم
کسی به خاک چنان بی دریغ دانه نریختکه ما به کوی نو درهای دانه دانه چشم
شه بتانی و شاهان چنانکه گنج نهند کمالنهد خیال لبت لعله در خزانه چشم